Sunday، July 06، 2008
یکی از مشکلات من توی نوشتن توی این صفحه این بود که نویسندش معلوم شد منم و دیگه نمی شد بدون رودربایستی توش چیزی بنویسم .برخلاف اون چیزی که به نظر می رسه اصلا هم رها و آزاد نیستم و مثل هر ایرانی دیگه دجار بند و بست های فرهنگی دچار میشم.اما حالا بعد از مدتها تقریبا مطمئنم که از آشنا ها کسی اینجا سر نمی زنه و اصولا فکر نکنم کسی بیاد اینجا پس از این به بعد چهره واقعی مجید (احتمالا)دیده میشه.
Sunday، May 11، 2008
زندگی در پیش رو
گاهی انقدر از خودم دور می شم که دلم تنگ میشه.برا مجید مجید رها آزاد مجیدراحت.
حالا با مجیدی که من سرو کار دارم مجید دست و پا بسته خسته آشفته و... خیلی چیز های دیگه است.مجال گفتگو ندارم اما این تنهایی در درون منو داره عاصی می کنه
حالا با مجیدی که من سرو کار دارم مجید دست و پا بسته خسته آشفته و... خیلی چیز های دیگه است.مجال گفتگو ندارم اما این تنهایی در درون منو داره عاصی می کنه
زندگی در پیش رو
گاهی انقدر از خودم دور می شم که دلم تنگ میشه.برا مجید مجید رها آزاد مجیدراحت.
حالا با مجیدی که من سرو کار دارم مجید دست و پا بسته خسته آشفته و... خیلی چیز های دیگه است.مجال گفتگو ندارم اما این تنهایی در درون منو داره عاصی می کنه
حالا با مجیدی که من سرو کار دارم مجید دست و پا بسته خسته آشفته و... خیلی چیز های دیگه است.مجال گفتگو ندارم اما این تنهایی در درون منو داره عاصی می کنه
Tuesday، September 11، 2007
بازگشت گودزیلا
خوب چی کار کنم؟این همه کار که ریخته روسرم زندگی جدید هم روش دیگه وقتی برای درد دل با خودم نمیمونه.توی ایم چند سال اتفاقات زیادی افتاده های زیادی رفتم با آدم های زیادی آشنا شدم دوستان جدید متولد شدند و زندگی رو یه رنگ دیگ کردند.
تا این جا شو داشته باشین تا ببینم بازم می ام سراغ اینجا یا نه؟!
برچسبها: بازگشت گودزیلا
Wednesday، August 30، 2006
امروز اولین روز از بقیه زندگی منه
بعد از مدتها که این خونه رو ترک کرده بودم روز تولدم دوباره به هش یه سر زدم سوت و کور وخالی دلم می خواد یه خورده گرد گیری کنم هم دلمو هم این خونه رو خونه ای که یه وقت خیلیها به هش سر می زدن امیدوارم که دوباره بتونم دوستان سابق مو پیداکنم
Saturday، May 20، 2006
Thursday، July 28، 2005
Sunday، July 17، 2005
Thursday، November 25، 2004
بر سر این سنگ یا آن سنگ می نشینم
زیرا جاذبه ای از اندوه
مرا بسوی زمین می کشد
خود فریبی است که می پندارم طبیعت پیرامون من
از آن من است
و چون بر چیناب لطیف جوی زلال آب می نگرم
تمام فاجعه را می بینم
*******
ای تو
بگذار آنچه را که ندانسته ای
با این بوته گمنام نجوا کنم
زیرا جاذبه ای از اندوه
مرا بسوی زمین می کشد
خود فریبی است که می پندارم طبیعت پیرامون من
از آن من است
و چون بر چیناب لطیف جوی زلال آب می نگرم
تمام فاجعه را می بینم
*******
ای تو
بگذار آنچه را که ندانسته ای
با این بوته گمنام نجوا کنم
Thursday، September 02، 2004
Thursday، August 19، 2004
نمی دونم چرا کابوس مرگ منو رها نمی کنه؟ نمی دونم که اسم شو رو باید کابوس بزارم یا رویا!
.گاهی بعضی چیزا انقدر به چشم آدم نزدیک هستند که نمی بینیمشون
می مانم
و آنچه می گویم
همیشه
آنچه می خواهم نیست
چون رودی عظیم
پشت دیوار سد
بالا می آیم
و هر لحظه چنان آرام مرتفع می شوم
تو گویی هرگز پایین تر نبوده ام
نرم تر از مد
آماده می شوم
وبه انتظار باز شدن دریچهها
زیر سپیده و زیر ستار ها
در گهواره آبی موج با رویای قایق های خیس
که در مهتاب شکفته اند
می مانم
Monday، July 05، 2004
ماه
در آن سوی خاک
چون دختری رویش را برگردانده
غمگنانه می گرید
قطره اشکش
شهابی که می گذرد
و آه سردش
شفقی که در خود میپیچد
در آن سوی خاک
چون دختری رویش را برگردانده
غمگنانه می گرید
قطره اشکش
شهابی که می گذرد
و آه سردش
شفقی که در خود میپیچد
Sunday، June 20، 2004
Аз миёни ду кокули сафеди панчараи пир
Офтоб менигарад
Ва чавонии ман чавлон мезанад
Руи рахти хоб.
Шодии муфт
Осмони хонаамро фаро гирифтааст
Рухи ман аммо
Эхсоси лазизи хастиро
Дар Душанбе
Чо гузоштааст.
Офтоб менигарад
Ва чавонии ман чавлон мезанад
Руи рахти хоб.
Шодии муфт
Осмони хонаамро фаро гирифтааст
Рухи ман аммо
Эхсоси лазизи хастиро
Дар Душанбе
Чо гузоштааст.
Tuesday، June 15، 2004
از میان پنجره کوچک
خانه بزرگمان
من تنها می توانم
پرواز پرنده را
مردن یک شهاب را
و یا
عبور یک زندگی را ببینم
از میان آن
شاید
افسوس
که چقدر پنجره خانه بزرگمان
کوچک است
افسوس
که من از میان پنجره کوچکمان
بیش از آسمان
دیوار می بینم
دیوار هایی که تیره اند
که سیاهند
........
دلم برای خیلی ها تنگ شده پیام نازنین، انسی، لعبت، آنیما،لیلا،کتبالو،شوشو و... دلم برای خودم هم تنگ شده. راستی شما یه مجید سرگردون ندیدید؟
خانه بزرگمان
من تنها می توانم
پرواز پرنده را
مردن یک شهاب را
و یا
عبور یک زندگی را ببینم
از میان آن
شاید
افسوس
که چقدر پنجره خانه بزرگمان
کوچک است
افسوس
که من از میان پنجره کوچکمان
بیش از آسمان
دیوار می بینم
دیوار هایی که تیره اند
که سیاهند
........
دلم برای خیلی ها تنگ شده پیام نازنین، انسی، لعبت، آنیما،لیلا،کتبالو،شوشو و... دلم برای خودم هم تنگ شده. راستی شما یه مجید سرگردون ندیدید؟
Wednesday، May 26، 2004
من ایستاده بر نیزه پاها و
خورشید ایستاده بر نیزه کوهها
من چرکی بر زمین و
او تاولی بر آسمان
من روئیده برخاک و
او شکفته بر آسمان
من خسته از تکرار فصلها و
او ملول از تکرار قرنها.
من تنها هستم با خاک
او تنهاست با آسمان
و این تنها شباهت ماست
خورشید ایستاده بر نیزه کوهها
من چرکی بر زمین و
او تاولی بر آسمان
من روئیده برخاک و
او شکفته بر آسمان
من خسته از تکرار فصلها و
او ملول از تکرار قرنها.
من تنها هستم با خاک
او تنهاست با آسمان
و این تنها شباهت ماست
Tuesday، May 18، 2004
چشماتو باز می کنی پیش خودت حساب میکنی و میبینی که تمام شرایط برای خواب بزرگ فراهم شده و دیگر برای بیداری انگیزه ای نداری .
ذهنت رو جستجو می کنی و به د نبال راه های مختاف می گردی . پیش خودت فکر می کنی که نباید بیریخت یشی وقتی که در خواب هستی پس تکلیف پرواز از پشت بام یا تصادف معلوم می شد . م م م آهان تزریق آدرنالین یا هوا . اما نه اخه بعدش معلوم نیست چقدر طول می کشد به خودت می گی دوست نداری در حالی که سرنگ تو دستات هست به خواب بری . آره... خوبه خوبه به سراغ یخچال میری قرص ها را یکی یکی نگاه میکنی . خودشه عالیه اول یک خواب کوتاه و بعد ... یک خواب عمیق برای همیشه یه مشتش رو توی دهانت می ریزی و پشتش یک لیوان مشروب سر می کشی . برای اطمینان بیشتر چند تای دیگه می خوری . روی تخت دراز می کشی { خوب شد که کسی خونه نیست } نوار لئونارد کوهن را توی ضبط میزاری و چشماتو می بندی . دوست داری زودتر به استقبال تاریکی بری . سرت سنگین شده لئونارد کوهن هنوز می خونه .یک سری تصاویر در هم و برهم توی ذهنت مرور می شن . سکوت. سکوت مطلق همه جارو فرا می گیره .
چشماتو باز می کنی همه جا سفیده. یاد اون روزی می افتی که ازت سوال کردند زندگی پس از مرگ چه تصویری توی ذهنت می سازه و تو جواب داده بودی . و حالا توی سیکلو بودی . اما نه ... کم کم یه سری سایه ظاهر می شن چند تا لوله یه قاب عکس و ... !!! یه دست گل! سرتو می چرخونی کنار تخت ایستاده و با یک لبخند روی صورتش به استقبال نگاهت می یاد .
قرار بود فردا از سفر برگردند قرار بود کسی تا ظهر خونه نباشه .
چشماتو می بندی.
**********
راستی چند عکس از بم توی فتو بلاگم گذاشتم
ذهنت رو جستجو می کنی و به د نبال راه های مختاف می گردی . پیش خودت فکر می کنی که نباید بیریخت یشی وقتی که در خواب هستی پس تکلیف پرواز از پشت بام یا تصادف معلوم می شد . م م م آهان تزریق آدرنالین یا هوا . اما نه اخه بعدش معلوم نیست چقدر طول می کشد به خودت می گی دوست نداری در حالی که سرنگ تو دستات هست به خواب بری . آره... خوبه خوبه به سراغ یخچال میری قرص ها را یکی یکی نگاه میکنی . خودشه عالیه اول یک خواب کوتاه و بعد ... یک خواب عمیق برای همیشه یه مشتش رو توی دهانت می ریزی و پشتش یک لیوان مشروب سر می کشی . برای اطمینان بیشتر چند تای دیگه می خوری . روی تخت دراز می کشی { خوب شد که کسی خونه نیست } نوار لئونارد کوهن را توی ضبط میزاری و چشماتو می بندی . دوست داری زودتر به استقبال تاریکی بری . سرت سنگین شده لئونارد کوهن هنوز می خونه .یک سری تصاویر در هم و برهم توی ذهنت مرور می شن . سکوت. سکوت مطلق همه جارو فرا می گیره .
چشماتو باز می کنی همه جا سفیده. یاد اون روزی می افتی که ازت سوال کردند زندگی پس از مرگ چه تصویری توی ذهنت می سازه و تو جواب داده بودی . و حالا توی سیکلو بودی . اما نه ... کم کم یه سری سایه ظاهر می شن چند تا لوله یه قاب عکس و ... !!! یه دست گل! سرتو می چرخونی کنار تخت ایستاده و با یک لبخند روی صورتش به استقبال نگاهت می یاد .
قرار بود فردا از سفر برگردند قرار بود کسی تا ظهر خونه نباشه .
چشماتو می بندی.
**********
راستی چند عکس از بم توی فتو بلاگم گذاشتم
Wednesday، May 12، 2004
روز چگونه آغاز مي شود؟
:در پياله خورشيد
نور لمبره مي خوردو
بيرون مي ريزد
و آسمان را تر مي كند.
از رطوبت آسمان قطره اي بر زمين مي چكد
و زمين نيز
تر مي شود
*
*
*-هي روز داره ميآد
بپا خيس نشي.!
:در پياله خورشيد
نور لمبره مي خوردو
بيرون مي ريزد
و آسمان را تر مي كند.
از رطوبت آسمان قطره اي بر زمين مي چكد
و زمين نيز
تر مي شود
*
*
*-هي روز داره ميآد
بپا خيس نشي.!
Friday، March 19، 2004
سال نو مبارک
به خویشان ، به دوستان ، به یاران آشنا
به همرهان تیز خشم که پیکار می کنند
به آنان که با قلم ، تباهی درد را ، به چشم جهانیان پدیدار می کنند
بهاران خجسته باد ، بهاران خجسته باد
و این بند بندگی ،
و این بار فقر و جهل
به سر تاسر جهان
به هر صورتی که هست
نگون و گسسته باد
نگون و گسسته باد
به خویشان ، به دوستان ، به یاران آشنا
به همرهان تیز خشم که پیکار می کنند
به آنان که با قلم ، تباهی درد را ، به چشم جهانیان پدیدار می کنند
بهاران خجسته باد ، بهاران خجسته باد
و این بند بندگی ،
و این بار فقر و جهل
به سر تاسر جهان
به هر صورتی که هست
نگون و گسسته باد
نگون و گسسته باد
Saturday، March 13، 2004
خون را
گل رگهايم را ببين
شكفته بر جانم
و اميدم را
كه ايستاده است
در كنارم
گريه ام را ببين
كه ستاره ها را مي شويد
و ترانه ام را
كه براي شنيدنش
آفتاب
از ديوار خاك بالا مي خزد
وماه
خود را از شكاف شب بيرون مي اندازد
(چون چهره اي)
گل رگهايم را ببين
شكفته بر جانم
و اميدم را
كه ايستاده است
در كنارم
گريه ام را ببين
كه ستاره ها را مي شويد
و ترانه ام را
كه براي شنيدنش
آفتاب
از ديوار خاك بالا مي خزد
وماه
خود را از شكاف شب بيرون مي اندازد
(چون چهره اي)
Friday، March 12، 2004
خود رااز ریشه های گیاهی
حلق آویز کردم
چرا که فضا
از اجساد انباشته بود
چرا که زندگی از مرگ سیراب گشته بود
در مقابلم
زیر خاک
هزاران تن دیگر را
که از ریشه ها
حلق آویز شده بودند
و آنگاه به یاد آوردم
که مرا به خاک سپرده اند
حلق آویز کردم
چرا که فضا
از اجساد انباشته بود
چرا که زندگی از مرگ سیراب گشته بود
در مقابلم
زیر خاک
هزاران تن دیگر را
که از ریشه ها
حلق آویز شده بودند
و آنگاه به یاد آوردم
که مرا به خاک سپرده اند
خ
خود رااز ریشه های گیاهی
حلق آویز کردم
چرا که فضا
از اجساد انباشته بود
چرا که زندگی از مرگ سیراب گشته بود
در مقابلم
زیر خاک
هزاران تن دیگر را
که از ریشه ها
حلق آویز شده بودند
و آنگاه به یاد آوردم
که مرا به خاک سپرده اند
حلق آویز کردم
چرا که فضا
از اجساد انباشته بود
چرا که زندگی از مرگ سیراب گشته بود
در مقابلم
زیر خاک
هزاران تن دیگر را
که از ریشه ها
حلق آویز شده بودند
و آنگاه به یاد آوردم
که مرا به خاک سپرده اند
Sunday، March 07، 2004
آخرين دم را
در سينه نگاه خواهم داشت
چرا كه نفس خواهد كشيد از آن
سبزه اي كه بر من
بر خواهد خواست شكفت
در سينه نگاه خواهم داشت
چرا كه نفس خواهد كشيد از آن
سبزه اي كه بر من
بر خواهد خواست شكفت
Thursday، March 04، 2004
و من مي روم
بر اين شانه ام زندگي تكيه داده است
وبر آن شانه ام مرگ.
در ختي از دور
برايم دست تكان مي دهد
و من مي روم
فطير ماه را
تكه تكه مي خورم
و كاسه خورشيد را
ذره ذره مي نوشم.
درختي از دور
برايم دست تكان مي دهد
و من مي روم.
*
*
*
ديگر خورشيد نيست
ديگر ماه نيست
ومن به درختي كه برايم دست تكان مي دهد مي رسم
درختي نبود
مرگم بود كه مرا فرا مي خوان
اسكلت بي جانم بود
كه دست برايم تكان مي داد.
Sunday، February 29، 2004
يه سفر كوچيك.
حديث داريم توي عاشورا تاسوعا ثواب داره ولي حيف كه دكتر گفته ديگه حق نداري بخوري!
كلي حرف نگفته هست.
نمي دونم چرا اين حرفهاي دل آدم تموم نمي شه؟ خوب شايد در انتهاي زيستن جايي براي آرامش باشه.
********************
عاشورا رو در ابيانه بوديم تجربه خوبي بود. آتشكده هم حال خوبي داشت توي شب مذهبي ترين حركت مردم ايران
حديث داريم توي عاشورا تاسوعا ثواب داره ولي حيف كه دكتر گفته ديگه حق نداري بخوري!
كلي حرف نگفته هست.
نمي دونم چرا اين حرفهاي دل آدم تموم نمي شه؟ خوب شايد در انتهاي زيستن جايي براي آرامش باشه.
********************
عاشورا رو در ابيانه بوديم تجربه خوبي بود. آتشكده هم حال خوبي داشت توي شب مذهبي ترين حركت مردم ايران
Saturday، February 28، 2004
يك به يك از دستشان مي دهيم
ابتدا
نگاهشان مي كنيم
احساسشان مي كنيم
دستهايشان را مي فشاريم
و قلبهايمان را با هم پيوند مي زنيم
سپس
نگاهمان را از هم مي دزديم
دستهايمان را در جيبهايمان فرو مي كنيم
و بعد يكديگر را فراموش مي كنيم
تو گويي
هرگز همديگر را نيافته بوديم
ابتدا
نگاهشان مي كنيم
احساسشان مي كنيم
دستهايشان را مي فشاريم
و قلبهايمان را با هم پيوند مي زنيم
سپس
نگاهمان را از هم مي دزديم
دستهايمان را در جيبهايمان فرو مي كنيم
و بعد يكديگر را فراموش مي كنيم
تو گويي
هرگز همديگر را نيافته بوديم
Wednesday، February 25، 2004
-آقا...
خانوم...
من مي خوام پرواز كنم
هيچ كدومتون يه جفت بال ندارين
كه به من بدين
- نه كوچولو...
ما وقتي يه كم بزرگ مي شيم
بالامونو مي كنن و دور ميندازن.
اينم جاي زخماش
خانوم...
من مي خوام پرواز كنم
هيچ كدومتون يه جفت بال ندارين
كه به من بدين
- نه كوچولو...
ما وقتي يه كم بزرگ مي شيم
بالامونو مي كنن و دور ميندازن.
اينم جاي زخماش
Sunday، February 22، 2004
جزيره اي در ميان يك اقيانوس
به سوي قاره اي
در حال شنا كردن است
شايد خنده دار باشد
اما گاه
جزيره ها هم
از غرق شدن مي ترسند.
به سوي قاره اي
در حال شنا كردن است
شايد خنده دار باشد
اما گاه
جزيره ها هم
از غرق شدن مي ترسند.
Saturday، February 14، 2004
با خودم قرار گذاشته بودم تا پايان انتخابات فقط مطالب سياسي بگذارم ولي نشد.
براي تو
چقدر مي تواني دور شوي؟
رفتن را تا كدام خاك
تا كدام آفتاب
مي تواني ادامه دهي؟
پياله اي را كه از آن آب مي خوري اينجا مانده است
و ساقه اي را
كه در گلدان گلي قلب من كاشته اي
چقدر مي تواني دور شوي؟
چند خاطره را
چند لبخند را
مي تواني به فراموشي بسپاري؟
تو قلبت را ميان دستان من
جا گذاشته اي
و من نگاهم را
در اميد باز آمدنت
مو هايت
به خيال مي ماند
بلند و بالا
چون آرزو هاي من
و نگاهت
سحر يك ستاره
تپيدن قلبي ست
درون قلب ديگر
اي نازنين من
از آن سوي
دريا هم گونه ات را بر آب نهي
من از اين سوي ساحل بر آن بوسه مي زنم.
پس چقدر مي تواني دور شوي تو؟
زماني كه تو در همين جا هستي
در نزديك من
در كنار من
-آه
تو در قلب من هستي.
صدايت را مي شنوم هنوز
كه نامم را مي خواند.
براي تو
چقدر مي تواني دور شوي؟
رفتن را تا كدام خاك
تا كدام آفتاب
مي تواني ادامه دهي؟
پياله اي را كه از آن آب مي خوري اينجا مانده است
و ساقه اي را
كه در گلدان گلي قلب من كاشته اي
چقدر مي تواني دور شوي؟
چند خاطره را
چند لبخند را
مي تواني به فراموشي بسپاري؟
تو قلبت را ميان دستان من
جا گذاشته اي
و من نگاهم را
در اميد باز آمدنت
مو هايت
به خيال مي ماند
بلند و بالا
چون آرزو هاي من
و نگاهت
سحر يك ستاره
تپيدن قلبي ست
درون قلب ديگر
اي نازنين من
از آن سوي
دريا هم گونه ات را بر آب نهي
من از اين سوي ساحل بر آن بوسه مي زنم.
پس چقدر مي تواني دور شوي تو؟
زماني كه تو در همين جا هستي
در نزديك من
در كنار من
-آه
تو در قلب من هستي.
صدايت را مي شنوم هنوز
كه نامم را مي خواند.
Wednesday، February 11، 2004
فساد، رشاء و ارتشاء حكومتجمهوري اسلامي. ايران را در رديف فاسدترين حكومتهاي جهان در كنار نيجريه و ساير كشورهاي فاسد جهان سوم قرار داده است.
بزرگترين مانع پيشرفت و سعادت ملي ما وجود منحوس جمهوري اسلامي در تماميت آنست. آينده را زماني ميتوان با دنيا و تحولات آن دمساز كرد كه خود حاكم بر مقدرات خود باشيم و اجازه ندهيم مشتي از همه جا بي خبر فاسد، متعصب و كوتاه نظر مانع تلاش يك ملت براي قراگرفتن درجايگاه مناسب خود درميان ملتهاي پيشرو و سعادتمند جهان شوند.
بدون داوري در باره اين تشكل يعني اتحاد جمهوري خواهان بياييم از هر فرا خواني كه مردم را به تحريم دعوت مي كنند حمايت كنيم.
فراخوان شورای هماهنگی اتحاد جمهوريخواهان ايران
عليه انتخابات فرمايشی و برای انتخابات آزاد
متحد شويم!
انتخابات نمايشی مجلس هفتم با حکم حکومتی خامنه ای، عليرغم خواست عمومی مردم ايران و نمايندگان متحصن مجلس، در اول اسفندماه برگزار خواهد شد.
مستبدين حاکم در هراس از رای و قضاوت مردم از سالها پيش و گام به گام با استفاده از ابزار ارگانهای انتصابی ، زمينه را برای چنين روزی آماده ساختند. آنها در طول شش سال گذشته همواره تلاش کرده اند که بر خلاف رای و اراده مردم عمل کرده, مجلس قانونگذاری را از محتوی واقعی خود تهی و احکام حکومتی را جايگزين قوانين مصوب در صحن مجلس سازند. تلاش کردند تا مجلس را تابع اراده شورای نگهبان و مجمع تشخيص مصلحت نموده و رئيس جمهور منتخب مردم را، به مامور معذور دربار ولايت فقيه و مجری احکام حکومتی او تنزل دهند. اينک آنان با حذف هزاران نامزد نمايندگی راه تشکيل يک چنين مجلس دست آموز را هموارکرده و پيشاپيش نتيجه انتخابات را تعيين نموده اند.
هم ميهنان!
زنان، مردان، جوانان !
اين اقدام مستبدين حاکم را نبايد بی پاسخ گذاشت. آنها در هراس از رای و قضاوت شما در باره کارنامه شان، اين انتخابات فرمايشی را سازمان داده اند. اما هنوز هم حضور و عدم حضور شما در پای صندوقهای رای، تعيين کننده است. بايد حوزههای رای گيری را خالی گذاشت و از همين امروز نتايج قابل پيش بينی و از پيش دست چين شده آن را از رسميت ساقط کرد. عدم حضور شما در انتخابات بيان قضاوت شما در مورد اقدام سازماندهندگان اين نمايش انتخاباتی و از مشروعيت انداختن مجلس دست پخت آنان است.
نيروها و شخصيتهای سياسی آزاديخواه!
کانونها و انجمنهای دمکراتيک و مردمي!
روشنفکران، فرهنگيان، استادان، معلمان، دانشجويان، دانش آموزان!
هم گام با اعتراضات نمايندگان در مجلس و اعلام عدم شرکت اکثر نيروهای سياسی کشور در انتخابات، بايد از همه توانائی جنبشهای مدنی در به کرسی نشاندن حق حاکميت مردم و عقب راندن استبداد بهره گرفته، مردم را به عدم شرکت در انتخابات فرمايشی اول اسفند ماه و متحد شدن حول خواست انتخابات آزاد فرابخوانيم. بايد خواستار آزادی احزاب ، مطبوعات، زندانيان سياسی و ازادی فعاليت برای مخالفين حکومت و تمامی نيروهايی باشيم که برای تغيير قانون اساسی و تحولات بنيادی در ساختار سياسی کشور مبارزه میکنند.
هموطنان مقيم خارج از کشور !
احزاب سازمانها و شخصيتهای سياسی مدافع آزادی و حقوق بشر!
کانونها و انجمنهای فرهنگی و سياسی ايرانيان در اقصی نقاط جهان!
با حضور در مجامع بين المللی و در پارلمانهای کشورهای محل اقامت خود، در تماس با احزاب و نيروهای آزاديخواه و سازمانهای مدافع حقوق بشر واقعيت آن چه را که در کشورمان میگذرد، مطرح نمائيم و خواستار حمايت از خواست مردم در برگزاری انتخابات آزاد در ايران شويم.
به نشانه همبستگی با مردم کشورمان، متحدا يک حرکت سراسری را با شعار لغو انتخابات فرمايشی و خواست برگزاری انتخابات آزاد سازمان دهيم. تلاش نمائيم که با يک اقدام هماهنگ و سراسری، صدای اعتراض مردم کشورمان را به گوش جهانيان برسانيم، افکار عمومی را متوجه تبديل انتخابات به انتصابات در ايران نموده، خواهان فشار بين المللی به سران جمهوری اسلامی برای به رسميت شناختن حق انتخاب آزادانه مردم ايران شويم.
شورای هماهنگی اتحاد جمهوريخواهان ايران از همه نيروهای آزاديخواه و همه فعالين ايرانی در خارج از کشور برای همگامی و همکاری در سازماندهی اقدامات اعتراضی مشترک در سطح بين المللی دعوت به عمل میآورد و از همه فعالين اتحاد جمهوريخواهان در سراسر جهان میخواهد که فعالانه در سازماندهی چنين اقداماتی مشارکت نمايند.
بزرگترين مانع پيشرفت و سعادت ملي ما وجود منحوس جمهوري اسلامي در تماميت آنست. آينده را زماني ميتوان با دنيا و تحولات آن دمساز كرد كه خود حاكم بر مقدرات خود باشيم و اجازه ندهيم مشتي از همه جا بي خبر فاسد، متعصب و كوتاه نظر مانع تلاش يك ملت براي قراگرفتن درجايگاه مناسب خود درميان ملتهاي پيشرو و سعادتمند جهان شوند.
بدون داوري در باره اين تشكل يعني اتحاد جمهوري خواهان بياييم از هر فرا خواني كه مردم را به تحريم دعوت مي كنند حمايت كنيم.
فراخوان شورای هماهنگی اتحاد جمهوريخواهان ايران
عليه انتخابات فرمايشی و برای انتخابات آزاد
متحد شويم!
انتخابات نمايشی مجلس هفتم با حکم حکومتی خامنه ای، عليرغم خواست عمومی مردم ايران و نمايندگان متحصن مجلس، در اول اسفندماه برگزار خواهد شد.
مستبدين حاکم در هراس از رای و قضاوت مردم از سالها پيش و گام به گام با استفاده از ابزار ارگانهای انتصابی ، زمينه را برای چنين روزی آماده ساختند. آنها در طول شش سال گذشته همواره تلاش کرده اند که بر خلاف رای و اراده مردم عمل کرده, مجلس قانونگذاری را از محتوی واقعی خود تهی و احکام حکومتی را جايگزين قوانين مصوب در صحن مجلس سازند. تلاش کردند تا مجلس را تابع اراده شورای نگهبان و مجمع تشخيص مصلحت نموده و رئيس جمهور منتخب مردم را، به مامور معذور دربار ولايت فقيه و مجری احکام حکومتی او تنزل دهند. اينک آنان با حذف هزاران نامزد نمايندگی راه تشکيل يک چنين مجلس دست آموز را هموارکرده و پيشاپيش نتيجه انتخابات را تعيين نموده اند.
هم ميهنان!
زنان، مردان، جوانان !
اين اقدام مستبدين حاکم را نبايد بی پاسخ گذاشت. آنها در هراس از رای و قضاوت شما در باره کارنامه شان، اين انتخابات فرمايشی را سازمان داده اند. اما هنوز هم حضور و عدم حضور شما در پای صندوقهای رای، تعيين کننده است. بايد حوزههای رای گيری را خالی گذاشت و از همين امروز نتايج قابل پيش بينی و از پيش دست چين شده آن را از رسميت ساقط کرد. عدم حضور شما در انتخابات بيان قضاوت شما در مورد اقدام سازماندهندگان اين نمايش انتخاباتی و از مشروعيت انداختن مجلس دست پخت آنان است.
نيروها و شخصيتهای سياسی آزاديخواه!
کانونها و انجمنهای دمکراتيک و مردمي!
روشنفکران، فرهنگيان، استادان، معلمان، دانشجويان، دانش آموزان!
هم گام با اعتراضات نمايندگان در مجلس و اعلام عدم شرکت اکثر نيروهای سياسی کشور در انتخابات، بايد از همه توانائی جنبشهای مدنی در به کرسی نشاندن حق حاکميت مردم و عقب راندن استبداد بهره گرفته، مردم را به عدم شرکت در انتخابات فرمايشی اول اسفند ماه و متحد شدن حول خواست انتخابات آزاد فرابخوانيم. بايد خواستار آزادی احزاب ، مطبوعات، زندانيان سياسی و ازادی فعاليت برای مخالفين حکومت و تمامی نيروهايی باشيم که برای تغيير قانون اساسی و تحولات بنيادی در ساختار سياسی کشور مبارزه میکنند.
هموطنان مقيم خارج از کشور !
احزاب سازمانها و شخصيتهای سياسی مدافع آزادی و حقوق بشر!
کانونها و انجمنهای فرهنگی و سياسی ايرانيان در اقصی نقاط جهان!
با حضور در مجامع بين المللی و در پارلمانهای کشورهای محل اقامت خود، در تماس با احزاب و نيروهای آزاديخواه و سازمانهای مدافع حقوق بشر واقعيت آن چه را که در کشورمان میگذرد، مطرح نمائيم و خواستار حمايت از خواست مردم در برگزاری انتخابات آزاد در ايران شويم.
به نشانه همبستگی با مردم کشورمان، متحدا يک حرکت سراسری را با شعار لغو انتخابات فرمايشی و خواست برگزاری انتخابات آزاد سازمان دهيم. تلاش نمائيم که با يک اقدام هماهنگ و سراسری، صدای اعتراض مردم کشورمان را به گوش جهانيان برسانيم، افکار عمومی را متوجه تبديل انتخابات به انتصابات در ايران نموده، خواهان فشار بين المللی به سران جمهوری اسلامی برای به رسميت شناختن حق انتخاب آزادانه مردم ايران شويم.
شورای هماهنگی اتحاد جمهوريخواهان ايران از همه نيروهای آزاديخواه و همه فعالين ايرانی در خارج از کشور برای همگامی و همکاری در سازماندهی اقدامات اعتراضی مشترک در سطح بين المللی دعوت به عمل میآورد و از همه فعالين اتحاد جمهوريخواهان در سراسر جهان میخواهد که فعالانه در سازماندهی چنين اقداماتی مشارکت نمايند.



