رد شدن به محتوای اصلی
سوره بقره آيه 236
باكي براي شما نيست اگر طلاق دهيد زناني را كه با آنان مباشرت نكرده و مهري مقرر نداشته ايد ولي آنها را به چيزي بهره مند سازيد...
سال پيش در يك همچين روزهايي براي فتح قله سبلان به مشكين رفتيم جريان سفر خيلي طولانيه ودر آن سفر انقدر اتفاقات خوب افتاد كه اگه بخواهم بگويم بايد همه را بگويم ولي از همه خاطره انگيز تر اين بود كه بچه ها بدون اينكه ما بدانيم (سه نفر از اعضاء گروه در 8 شهريور به دنيا آمده اند من، بيژن و چنگيز) برايمان جشن تولد گرفتند . ساز ورقص آذربايجاني، نوشيدني خوب و...
خلاصه خيلي خوش گذشت.
نمايشگاهي گروهي با موضوع تصوير سازي شعر شاملو براي حمايت از بيماران هموفيلي از 5 شنبه ساعت 5 در درمانگاه هموفيلي واقع در تقاطع زردشت و فلسطين بر گزار مي شود.(اكثر نقاشان خانم هستند)

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

برقص

بخوان این شعر را، مثل کسی که دست می‌کشد بر شانه‌ی غریبه‌ای و به‌جای حرف، با خنده می‌گوید: زنده‌ای هنوز؟ پس چرا نمی‌رقصی؟ برقص! که خیابان، جای عبورِ خسته نیست جای رقصِ بی‌هواست، جای زن‌هایی‌ست با دامن‌های بلندِ رها و مردانی که خجالت را در خانه جا گذاشته‌اند. برقص! که شب از آنِ توست و فردا شاید از آنِ هیچ‌کدامِ ما نباشد. با دست‌های تُهی، با قلبی که زخمی‌ست اما هنوز می‌تپد. با صدایی که می‌لرزد اما هنوز آواز می‌خواند… برقص! پیش از آن‌که فراموشت کنند پیش از آن‌که زندگی مثل لیوانی روی طاقچه بی‌صدا بی‌صدا بی‌صدا بیفتد و تمام شود

عروسی که سپیدپوش نبود

​ قامتِ تو در آسمانِ بی‌فریاد برهنه‌تر از همیشه بی‌سپرِ سپیدِ برف و من از فرازِ قلعه‌ای فراموش‌شده به تو می‌نگرم چونان پهلوانی که زخم‌هایش بر شانۀ باد پنهان نمی‌ماند دماوند! تو خسته‌ای اما هنوز سرفرازترین مشتِ برافراشته بر پهلوی زمین هنوز آخرین ایلِ غرور در سرزمینِ خشکیده باد نامِ ما را از یاد برده‌است اما تو ایستاده‌ای حتی اگر برف پیمانِ دیرینه‌ات را شکسته باشد تویی همچنان سؤالِ بی‌پاسخِ خورشید بر پیشانیِ میهن