رد شدن به محتوای اصلی
جنبشهاي اجتماعي در ايران
اين قيام ها كه شرح هريك از آن ها به ترتيب تقدم تاريخي مي آيد كيفيت بالندگي شان از سطح آشوب گذشته تا منزلت تشكيل دولت نيز ارتقا يافته اند .
جنيه توده ايي و طبقاتي اين نهضت ها نسبت به جنبه ملي آن ها خيلي قوي تر و زيادتر بود . چرا كه اغلب طبقه ممتاز، و نمايندگان آنان در مقام وزيران ايراني و كارگزاران آن ها در دولت باخلفاي عباسي شريك شده بودند .
حروج به آفريديان : از همان روزهاي اول به خلافت رسيدن عباسيان شورش هاي مردم در خراسان و ماوراءالنهر سربرداشت كه نحستين و بزرگترين آن ها شورش به آفريديان به دوران ابومسلم بود .
موبدان پيش ابوسلم آمدند و از به آفريد شكايت كردند و گفتند : دين بر شما و بر ما تباه كرد . پس ابومسلم ، به آفريد را بگرفت و بردار كرد و قومي را كه بدو بگرويده بودند بكشت . همين شكايت موبدان از به آفريديان نزد ابومسلم ، وابستگي آنان را به صاحبان بزرگ زمين و ماهيت خروج به آفريديان را مي رساند كه منافع ارباب زمين و موبدان را به خطر انداخته بود .

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

برقص

بخوان این شعر را، مثل کسی که دست می‌کشد بر شانه‌ی غریبه‌ای و به‌جای حرف، با خنده می‌گوید: زنده‌ای هنوز؟ پس چرا نمی‌رقصی؟ برقص! که خیابان، جای عبورِ خسته نیست جای رقصِ بی‌هواست، جای زن‌هایی‌ست با دامن‌های بلندِ رها و مردانی که خجالت را در خانه جا گذاشته‌اند. برقص! که شب از آنِ توست و فردا شاید از آنِ هیچ‌کدامِ ما نباشد. با دست‌های تُهی، با قلبی که زخمی‌ست اما هنوز می‌تپد. با صدایی که می‌لرزد اما هنوز آواز می‌خواند… برقص! پیش از آن‌که فراموشت کنند پیش از آن‌که زندگی مثل لیوانی روی طاقچه بی‌صدا بی‌صدا بی‌صدا بیفتد و تمام شود

عروسی که سپیدپوش نبود

​ قامتِ تو در آسمانِ بی‌فریاد برهنه‌تر از همیشه بی‌سپرِ سپیدِ برف و من از فرازِ قلعه‌ای فراموش‌شده به تو می‌نگرم چونان پهلوانی که زخم‌هایش بر شانۀ باد پنهان نمی‌ماند دماوند! تو خسته‌ای اما هنوز سرفرازترین مشتِ برافراشته بر پهلوی زمین هنوز آخرین ایلِ غرور در سرزمینِ خشکیده باد نامِ ما را از یاد برده‌است اما تو ایستاده‌ای حتی اگر برف پیمانِ دیرینه‌ات را شکسته باشد تویی همچنان سؤالِ بی‌پاسخِ خورشید بر پیشانیِ میهن