رد شدن به محتوای اصلی
همانطور كه قول داده بودم هر از گاهي از فرهنگ و آداب و سنن ايراني مطالبي مي نويسم اين متن نيز از اين دست است.
در گاه شماري (تقويم) باستاني هر روز نام ويژه اي دارد كه نام دوازده ماه سال نيز در ميان آنهاست.
روز هشتم و پانزدهم و بيست و سوم بنام دي مي باشد براي اينكه در شمارش روز ها اين سه روز از هم باز شناخته شود آنها را با نام پشت سرشان مي خوانند.خال نام اين روز ها:
اورمزد،بهمن،ارديبهشت،شهريور،سپندارمزد،خورداد،امرداد،دي باذر،آذر،آبان،خير(خور)،ماه،تير،گوش،دي به مهر،مهر،سروش،رشن،فروردين،ورهرام،رام،باد،دي به دين،دين،ارد،اشتاد،آسمان،زامياد،مانتره سپند،انارام
در اين گاه شماري درهرماه كه نام روز و ماه يكي باشد، آنروز را جشن مي گيرند، مانند تيرگان و...
(خلاصه در ايران باستان ايرانيان دنبال بهانه اي براي جشن مي گشتن)
بدخواهان نگرانند كه تا كي از فشار دشنه بر سينه فرياد بر آرم. ولي دلاوري در خاموشي است،خردمندي در يافتن است ، لب بسته باعزم پيمان ايستاده ايم از خواب تا عذاب،بيداري من رعشه چشم براهي است و سروش مي گويد با تمام توان رسن هاي آينده را بكش تا اين سفينه گوهر آمود،از درون موجهاي كف آلود،فراتر و فراتر آيد.
همانطور كه قول داده بودم هر از گاهي از فرهنگ و آداب و سنن ايراني مطالبي مي نويسم اين متن نيز از اين دست است.
در گاه شماري (تقويم) باستاني هر روز نام ويژه اي دارد كه نام دوازده ماه سال نيز در ميان آنهاست.
روز هشتم و پانزدهم و بيست و سوم بنام دي مي باشد براي اينكه در شمارش روز ها اين سه روز از هم باز شناخته شود آنها را با نام پشت سرشان مي خوانند.خال نام اين روز ها:
اورمزد،بهمن،ارديبهشت،شهريور،سپندارمزد،خورداد،امرداد،دي باذر،آذر،آبان،خير(خور)،ماه،تير،گوش،دي به مهر،مهر،سروش،رشن،فروردين،ورهرام،رام،باد،دي به دين،دين،ارد،اشتاد،آسمان،زامياد،مانتره سپند،انارام
در اين گاه شماري درهرماه كه نام روز و ماه يكي باشد، آنروز را جشن مي گيرند، مانند تيرگان و...
(خلاصه در ايران باستان ايرانيان دنبال بهانه اي براي جشن مي گشتن)

بدخواهان نگرانند كه تا كي از فشار دشنه بر سينه فرياد بر آرم. ولي دلاوري در خاموشي است،خردمندي در يافتن است ، لب بسته باعزم پيمان ايستاده ايم از خواب تا عذاب،بيداري من رعشه چشم براهي است و سروش مي گويد با تمام توان رسن هاي آينده را بكش تا اين سفينه گوهر آمود،از درون موجهاي كف آلود،فراتر و فراتر آيد.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

برقص

بخوان این شعر را، مثل کسی که دست می‌کشد بر شانه‌ی غریبه‌ای و به‌جای حرف، با خنده می‌گوید: زنده‌ای هنوز؟ پس چرا نمی‌رقصی؟ برقص! که خیابان، جای عبورِ خسته نیست جای رقصِ بی‌هواست، جای زن‌هایی‌ست با دامن‌های بلندِ رها و مردانی که خجالت را در خانه جا گذاشته‌اند. برقص! که شب از آنِ توست و فردا شاید از آنِ هیچ‌کدامِ ما نباشد. با دست‌های تُهی، با قلبی که زخمی‌ست اما هنوز می‌تپد. با صدایی که می‌لرزد اما هنوز آواز می‌خواند… برقص! پیش از آن‌که فراموشت کنند پیش از آن‌که زندگی مثل لیوانی روی طاقچه بی‌صدا بی‌صدا بی‌صدا بیفتد و تمام شود

عروسی که سپیدپوش نبود

​ قامتِ تو در آسمانِ بی‌فریاد برهنه‌تر از همیشه بی‌سپرِ سپیدِ برف و من از فرازِ قلعه‌ای فراموش‌شده به تو می‌نگرم چونان پهلوانی که زخم‌هایش بر شانۀ باد پنهان نمی‌ماند دماوند! تو خسته‌ای اما هنوز سرفرازترین مشتِ برافراشته بر پهلوی زمین هنوز آخرین ایلِ غرور در سرزمینِ خشکیده باد نامِ ما را از یاد برده‌است اما تو ایستاده‌ای حتی اگر برف پیمانِ دیرینه‌ات را شکسته باشد تویی همچنان سؤالِ بی‌پاسخِ خورشید بر پیشانیِ میهن