رد شدن به محتوای اصلی
زيبايی حقيقی ، زيبايی زنی است که جز خود نباشد ،‌زنی که برای به دام انداختن همسر ، خود را به ظاهری که در واقع مطعلق به او نيست نيارايد و سپس از بيم بی وفايی و از دست دادن شوهر شخصيت دروغين را به عاريت نگيرد ،‌زنی که از بيم ضديت مردم وبرچسب غير عادی بودن به معيارهای متعارف جامعه تن درنهد و از تغيير رفتار و اميال و تلقی خود از خوشبختی به تلقين جامعه مرد سالار، امنتاع ورزد .
زيبايی به اندازه باسن چربی زير برجستگی ها ، ويا آرايشی که اضطراب درونی و فقدان اعتماد به نفس را پنهان ميکند نيست بلکه بيش از هر چيز مديون قدرت تفکر ،‌سلامت جسم ، وکمال نفس است .

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

برقص

بخوان این شعر را، مثل کسی که دست می‌کشد بر شانه‌ی غریبه‌ای و به‌جای حرف، با خنده می‌گوید: زنده‌ای هنوز؟ پس چرا نمی‌رقصی؟ برقص! که خیابان، جای عبورِ خسته نیست جای رقصِ بی‌هواست، جای زن‌هایی‌ست با دامن‌های بلندِ رها و مردانی که خجالت را در خانه جا گذاشته‌اند. برقص! که شب از آنِ توست و فردا شاید از آنِ هیچ‌کدامِ ما نباشد. با دست‌های تُهی، با قلبی که زخمی‌ست اما هنوز می‌تپد. با صدایی که می‌لرزد اما هنوز آواز می‌خواند… برقص! پیش از آن‌که فراموشت کنند پیش از آن‌که زندگی مثل لیوانی روی طاقچه بی‌صدا بی‌صدا بی‌صدا بیفتد و تمام شود

عروسی که سپیدپوش نبود

​ قامتِ تو در آسمانِ بی‌فریاد برهنه‌تر از همیشه بی‌سپرِ سپیدِ برف و من از فرازِ قلعه‌ای فراموش‌شده به تو می‌نگرم چونان پهلوانی که زخم‌هایش بر شانۀ باد پنهان نمی‌ماند دماوند! تو خسته‌ای اما هنوز سرفرازترین مشتِ برافراشته بر پهلوی زمین هنوز آخرین ایلِ غرور در سرزمینِ خشکیده باد نامِ ما را از یاد برده‌است اما تو ایستاده‌ای حتی اگر برف پیمانِ دیرینه‌ات را شکسته باشد تویی همچنان سؤالِ بی‌پاسخِ خورشید بر پیشانیِ میهن