رد شدن به محتوای اصلی
در بسياری از تحقيقات جديد اين نکتهبه اثبات رسيده است که ساختمان زيستی وروانی زن
طول عمر بيشتری را در مقايسه با مرد برای او امکان پذير می سازد اما جامعه علی رغم اين واقعيت عمر موثر زن را نيم عمر موثر مرد مقرر کرده است . د رمورد يک مرد بلوغ مطلوب جسمی و روانی او چيزی در حدود سنين ۴۰ تا ۴۵ تلقی می شود حال آن که در مورد يک زن دقيقا همين سن به عنوان فصل پايانی حيات فعال او انتخاب گرديده است . به عبارت ديگر جامعه دقيقا زمانی را که زن به اوج بلوغ و فعاليا فکری ،جسمی و عاطفی خود می رسد به عنوان زمان افول او معين می کند .
معيارهای زيبايی نيز بر بنيادی از همين بداشت تنگ نظرانه نسبت به زنان استوار گرديده است . هنر و ادبيات نيز در برخی جاها در تحکيم اين گونه مفاهيم و برداشت ها از زيبايی زن نقشی حياتی ايفا کرده است و هم اينک نيز می کند . دختری که موهای مواج ، مژگان بلند ، لب های جذاب داشته باشد همه جا در ترانه ها ،‌اشعار و داستان ها مورد ستايش قرار می گيرد .
جنبش های رهايی زنان که در سالهای اخير از لحاظ گستردگی ، نيروی تازه ای يافته اينک وظيفه غرور آفرين تبيين ارزش های جديد زن را برعهده دارد ... ادامه دارد.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

برقص

بخوان این شعر را، مثل کسی که دست می‌کشد بر شانه‌ی غریبه‌ای و به‌جای حرف، با خنده می‌گوید: زنده‌ای هنوز؟ پس چرا نمی‌رقصی؟ برقص! که خیابان، جای عبورِ خسته نیست جای رقصِ بی‌هواست، جای زن‌هایی‌ست با دامن‌های بلندِ رها و مردانی که خجالت را در خانه جا گذاشته‌اند. برقص! که شب از آنِ توست و فردا شاید از آنِ هیچ‌کدامِ ما نباشد. با دست‌های تُهی، با قلبی که زخمی‌ست اما هنوز می‌تپد. با صدایی که می‌لرزد اما هنوز آواز می‌خواند… برقص! پیش از آن‌که فراموشت کنند پیش از آن‌که زندگی مثل لیوانی روی طاقچه بی‌صدا بی‌صدا بی‌صدا بیفتد و تمام شود

عروسی که سپیدپوش نبود

​ قامتِ تو در آسمانِ بی‌فریاد برهنه‌تر از همیشه بی‌سپرِ سپیدِ برف و من از فرازِ قلعه‌ای فراموش‌شده به تو می‌نگرم چونان پهلوانی که زخم‌هایش بر شانۀ باد پنهان نمی‌ماند دماوند! تو خسته‌ای اما هنوز سرفرازترین مشتِ برافراشته بر پهلوی زمین هنوز آخرین ایلِ غرور در سرزمینِ خشکیده باد نامِ ما را از یاد برده‌است اما تو ایستاده‌ای حتی اگر برف پیمانِ دیرینه‌ات را شکسته باشد تویی همچنان سؤالِ بی‌پاسخِ خورشید بر پیشانیِ میهن