اینم چند عکس(البته من هنوز وقت نکردم عکسهارو اسکن کنم برای همین اینارو از فیلمی که گرفته بودم بریدم)
پستهای معروف از این وبلاگ
بخوان این شعر را، مثل کسی که دست میکشد بر شانهی غریبهای و بهجای حرف، با خنده میگوید: زندهای هنوز؟ پس چرا نمیرقصی؟ برقص! که خیابان، جای عبورِ خسته نیست جای رقصِ بیهواست، جای زنهاییست با دامنهای بلندِ رها و مردانی که خجالت را در خانه جا گذاشتهاند. برقص! که شب از آنِ توست و فردا شاید از آنِ هیچکدامِ ما نباشد. با دستهای تُهی، با قلبی که زخمیست اما هنوز میتپد. با صدایی که میلرزد اما هنوز آواز میخواند… برقص! پیش از آنکه فراموشت کنند پیش از آنکه زندگی مثل لیوانی روی طاقچه بیصدا بیصدا بیصدا بیفتد و تمام شود
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
قامتِ تو در آسمانِ بیفریاد برهنهتر از همیشه بیسپرِ سپیدِ برف و من از فرازِ قلعهای فراموششده به تو مینگرم چونان پهلوانی که زخمهایش بر شانۀ باد پنهان نمیماند دماوند! تو خستهای اما هنوز سرفرازترین مشتِ برافراشته بر پهلوی زمین هنوز آخرین ایلِ غرور در سرزمینِ خشکیده باد نامِ ما را از یاد بردهاست اما تو ایستادهای حتی اگر برف پیمانِ دیرینهات را شکسته باشد تویی همچنان سؤالِ بیپاسخِ خورشید بر پیشانیِ میهن
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
نظرات