رد شدن به محتوای اصلی
اعتصاب غذای پناهجويان ايرانی در بروکسل - بلژيک
در كشور بلژيك از تاريخ ( ۲۰۰۳/۶/۳جمعه)چندي از ايرانيان پناهنده كه تمامي مزايايشان را در اين كشور بخاطر جواب منفي اداره پناهندگي اين كشور از دست داده اند دست به
اعتصاب غذا زده اند .
اين ايرانيان كه تعداد آنها به ۱۶ نفر مي رسد از جمعه گذشته تا كنون با خوردن فقط آب اعتراض خود را به گوش مقامات اين كشور رسانده اند كه تاكنون هيچ فرد رسمي چه از اداره پناهندگي و چه از سازمان ملل حتي براي سركشي هم از جلو اين محل رد نشده اند كه جاي بسي تامل است در اينجا لازم به ذكر است كه ۸ نفر از اين ايرانيان زن مي باشند كه يكي از آنها باردار بوده كه در دو روز گذشته بخاطر عدم حركت نوزاد دو بار به بيمارستان اعزام گرديده است بقيه نيز در حال حاضر از وضعيت خوبي برخوردار نيستند اين اعتصاب غذا در شهر بروكسل و در كليسايي نزديك به ساختمان دادگستري بروكسل در حال برگذاري است ايرانيان مقيم بلژيك به حمايت اين ايرانيان بي پناه روز چهارشنبه در جلو اين كليسا از ساعت ۱۰ صبح تا ۱۰ شب بصورت تحصن گرد هم ميايند آدرس اين كليسا از اين قرار است

kerk van de miniemen
miniemenstraat 62
1000 brussel

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

برقص

بخوان این شعر را، مثل کسی که دست می‌کشد بر شانه‌ی غریبه‌ای و به‌جای حرف، با خنده می‌گوید: زنده‌ای هنوز؟ پس چرا نمی‌رقصی؟ برقص! که خیابان، جای عبورِ خسته نیست جای رقصِ بی‌هواست، جای زن‌هایی‌ست با دامن‌های بلندِ رها و مردانی که خجالت را در خانه جا گذاشته‌اند. برقص! که شب از آنِ توست و فردا شاید از آنِ هیچ‌کدامِ ما نباشد. با دست‌های تُهی، با قلبی که زخمی‌ست اما هنوز می‌تپد. با صدایی که می‌لرزد اما هنوز آواز می‌خواند… برقص! پیش از آن‌که فراموشت کنند پیش از آن‌که زندگی مثل لیوانی روی طاقچه بی‌صدا بی‌صدا بی‌صدا بیفتد و تمام شود

عروسی که سپیدپوش نبود

​ قامتِ تو در آسمانِ بی‌فریاد برهنه‌تر از همیشه بی‌سپرِ سپیدِ برف و من از فرازِ قلعه‌ای فراموش‌شده به تو می‌نگرم چونان پهلوانی که زخم‌هایش بر شانۀ باد پنهان نمی‌ماند دماوند! تو خسته‌ای اما هنوز سرفرازترین مشتِ برافراشته بر پهلوی زمین هنوز آخرین ایلِ غرور در سرزمینِ خشکیده باد نامِ ما را از یاد برده‌است اما تو ایستاده‌ای حتی اگر برف پیمانِ دیرینه‌ات را شکسته باشد تویی همچنان سؤالِ بی‌پاسخِ خورشید بر پیشانیِ میهن