رد شدن به محتوای اصلی
عده اي اعتقاد دارند كه با وجود آن كه احترام به بكارت و احساس شرم، از امور نسبي محسوب مي شوند و با وضع ازدواج از راه خريداري زن ارتباط دارند ، پاره اي فوايد اجتماعي نيز دارند و براي مساعدت در بقاي جنسي يكي از عوامل به شمار مي روند . موانعي كه عفت و پرده داري زنان در برابر شهوت مردان ايجاد كرده خود عاملي است كه عاطفه عشق شاعرانه را پديد آورده و ارزش زن را در چشم مرد بالا برده است . پيروي از سيستمي كه به بكارت اهميت مي دهد آن آساني و راحتي را كه در اجراي آرزوهاي جنسيي پيشتر وجود داشته و همچنين مادر شدن پيش از موقع را از ميان برده ، و فاصله اي را كه ميان پختگي اقتصادي و پختگي جنسي وجود دارد ـ و با پيشرفت تمدن به شكل سريعي رشد كرده ـ كوتاه كرده است . همين طرز تصور درباره بكارت بدون شك سبب مي شود كه فرد از لحاظ جسمي و عقلي نيرومند تر شود و دوران جواني و تربيت و كارآموزي طولاني تر گردد و در نتيجه سطح تربيتي و فرهنگي جنسي بشر بالاتر رود .

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

برقص

بخوان این شعر را، مثل کسی که دست می‌کشد بر شانه‌ی غریبه‌ای و به‌جای حرف، با خنده می‌گوید: زنده‌ای هنوز؟ پس چرا نمی‌رقصی؟ برقص! که خیابان، جای عبورِ خسته نیست جای رقصِ بی‌هواست، جای زن‌هایی‌ست با دامن‌های بلندِ رها و مردانی که خجالت را در خانه جا گذاشته‌اند. برقص! که شب از آنِ توست و فردا شاید از آنِ هیچ‌کدامِ ما نباشد. با دست‌های تُهی، با قلبی که زخمی‌ست اما هنوز می‌تپد. با صدایی که می‌لرزد اما هنوز آواز می‌خواند… برقص! پیش از آن‌که فراموشت کنند پیش از آن‌که زندگی مثل لیوانی روی طاقچه بی‌صدا بی‌صدا بی‌صدا بیفتد و تمام شود

عروسی که سپیدپوش نبود

​ قامتِ تو در آسمانِ بی‌فریاد برهنه‌تر از همیشه بی‌سپرِ سپیدِ برف و من از فرازِ قلعه‌ای فراموش‌شده به تو می‌نگرم چونان پهلوانی که زخم‌هایش بر شانۀ باد پنهان نمی‌ماند دماوند! تو خسته‌ای اما هنوز سرفرازترین مشتِ برافراشته بر پهلوی زمین هنوز آخرین ایلِ غرور در سرزمینِ خشکیده باد نامِ ما را از یاد برده‌است اما تو ایستاده‌ای حتی اگر برف پیمانِ دیرینه‌ات را شکسته باشد تویی همچنان سؤالِ بی‌پاسخِ خورشید بر پیشانیِ میهن