رد شدن به محتوای اصلی
سركوب اقتصادي ، جنسي و اخلاقي زنان در يك جامعه عقب مانده ، ابعاد شديدتر و گسترده تري به خود مي گيرد . يك زن تهيدست هميشه كيفر شديدتري براي « خطاهاي » خود متحمل مي شود . پول و ثروت مي تواند بسياري را از مجازات رهايي بخشد . و چه بسا كه پليديهاي او را نيز به فضيلت ها و محسنات بدل كند . پول قادر است كه يك زن مطلقه را از بي خانماني ، دريوزگي ، و خودفروشي قانوني يا غير قانوني حفظ كند ، و يا علي رغم غير قانوني بودن سقط جنين هر زني را در مطب يك پزشك متخصص از شر يك جنين ناخواسته نجات بخشد .
***************************
راستي كاريكاتور مجله چلچراغ رو ديده ايد . اين كاريكاتور شامل چند تصوير ميشود در تصاوير اول دختر خانمي رانشان ميدهد كه توسط افرادي كه ازكنارشان عبور ميكند مورد اذيت وآزار قرار ميگيرد
وهيچ پليسي نيست كه در مقابل ايناناز او حمايت كندوليدر تصوير بعدي به مجرداينكه پسري پيشنهاد ازدواج ميدهد چند پليس سر ميرسد وآنان را دستگير ميكند

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

برقص

بخوان این شعر را، مثل کسی که دست می‌کشد بر شانه‌ی غریبه‌ای و به‌جای حرف، با خنده می‌گوید: زنده‌ای هنوز؟ پس چرا نمی‌رقصی؟ برقص! که خیابان، جای عبورِ خسته نیست جای رقصِ بی‌هواست، جای زن‌هایی‌ست با دامن‌های بلندِ رها و مردانی که خجالت را در خانه جا گذاشته‌اند. برقص! که شب از آنِ توست و فردا شاید از آنِ هیچ‌کدامِ ما نباشد. با دست‌های تُهی، با قلبی که زخمی‌ست اما هنوز می‌تپد. با صدایی که می‌لرزد اما هنوز آواز می‌خواند… برقص! پیش از آن‌که فراموشت کنند پیش از آن‌که زندگی مثل لیوانی روی طاقچه بی‌صدا بی‌صدا بی‌صدا بیفتد و تمام شود

عروسی که سپیدپوش نبود

​ قامتِ تو در آسمانِ بی‌فریاد برهنه‌تر از همیشه بی‌سپرِ سپیدِ برف و من از فرازِ قلعه‌ای فراموش‌شده به تو می‌نگرم چونان پهلوانی که زخم‌هایش بر شانۀ باد پنهان نمی‌ماند دماوند! تو خسته‌ای اما هنوز سرفرازترین مشتِ برافراشته بر پهلوی زمین هنوز آخرین ایلِ غرور در سرزمینِ خشکیده باد نامِ ما را از یاد برده‌است اما تو ایستاده‌ای حتی اگر برف پیمانِ دیرینه‌ات را شکسته باشد تویی همچنان سؤالِ بی‌پاسخِ خورشید بر پیشانیِ میهن