رد شدن به محتوای اصلی

پست‌ها

سال نو مبارک به خویشان ، به دوستان ، به یاران آشنا به همرهان تیز خشم که پیکار می کنند به آنان که با قلم ، تباهی درد را ، به چشم جهانیان پدیدار می کنند بهاران خجسته باد ، بهاران خجسته باد و این بند بندگی ، و این بار فقر و جهل به سر تاسر جهان به هر صورتی که هست نگون و گسسته باد نگون و گسسته باد
خون را گل رگهايم را ببين شكفته بر جانم و اميدم را كه ايستاده است در كنارم گريه ام را ببين كه ستاره ها را مي شويد و ترانه ام را كه براي شنيدنش آفتاب از ديوار خاك بالا مي خزد وماه خود را از شكاف شب بيرون مي اندازد (چون چهره اي)
خود رااز ریشه های گیاهی حلق آویز کردم چرا که فضا از اجساد انباشته بود چرا که زندگی از مرگ سیراب گشته بود در مقابلم زیر خاک هزاران تن دیگر را که از ریشه ها حلق آویز شده بودند و آنگاه به یاد آوردم که مرا به خاک سپرده اند

خ

خود رااز ریشه های گیاهی حلق آویز کردم چرا که فضا از اجساد انباشته بود چرا که زندگی از مرگ سیراب گشته بود در مقابلم زیر خاک هزاران تن دیگر را که از ریشه ها حلق آویز شده بودند و آنگاه به یاد آوردم که مرا به خاک سپرده اند
آخرين دم را در سينه نگاه خواهم داشت چرا كه نفس خواهد كشيد از آن سبزه اي كه بر من بر خواهد خواست شكفت
يه سفر كوچيك. حديث داريم توي عاشورا تاسوعا ثواب داره ولي حيف كه دكتر گفته ديگه حق نداري بخوري! كلي حرف نگفته هست. نمي دونم چرا اين حرفهاي دل آدم تموم نمي شه؟ خوب شايد در انتهاي زيستن جايي براي آرامش باشه. ******************** عاشورا رو در ابيانه بوديم تجربه خوبي بود. آتشكده هم حال خوبي داشت توي شب مذهبي ترين حركت مردم ايران
يك به يك از دستشان مي دهيم ابتدا نگاهشان مي كنيم احساسشان مي كنيم دستهايشان را مي فشاريم و قلبهايمان را با هم پيوند مي زنيم سپس نگاهمان را از هم مي دزديم دستهايمان را در جيبهايمان فرو مي كنيم و بعد يكديگر را فراموش مي كنيم تو گويي هرگز همديگر را نيافته بوديم